ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى

127

مجمع التواريخ ( فارسى )

و بدست آمدن شهر هرات احمد خان بارادهء محافظت بلاد مقبوضهء خود بايران خواهد آمد به جهت جمعى قزلباش كه همراه او هستند فراغتى حاصل شده بلشكر ظفر پيكر شاهى متصل خواهند گرديد . راى امير خان پسند خاطر بهبود خان و امير معصوم خان و سرداران آمده دو سنگر قريب بدروازهء گرشك بود ببهانهء حواله ساختن در دروازهء مشهد برداشتند و شروع بحواله ساختن نموده مستعد بيورش قلعه گرديدند . اين خبر باعث زيادتى توحش افاغنه گرديده و نيز از وجنات اهل شهر آثار نفاق و اختلاف تفرس نموده بودند در نصف شبى تيمور خان سپاهىوار اسباب و احمال خود را بجا گذاشته با ساير افاغنه راه فرار را در پيش گرفته پياده و سوار بدر رفتند . در آن نيمشب سكنهء شهر مطلع شده جمعى از اعزه و طلاب و ريش سفيدان از شهر برآمده به خدمت بيگلر بيگى و امرا فائز گرديده اظهار شعف و انبساط بىاندازه نمودند . ابراهيم خان نايب جزايرچى باشى سر كار و الا را با پنج هزار جزايرچى صاعقه كردار در دل همان شب به شهر فرستاد و نسقچيان بمحلات و اسواق به جهت صيانت ناموس اهالى و سكنهء شهر مقرر نمودند و صباح آن شب با فتح و فيروزى امرا با جمعى قليل داخل شهر شده مقرر شد كه از اهل سپاه احدى بىاذن بيگلر بيگى وارد شهر بند نگردد و عرايض مباركباد در خصوص اين فتح نمايان بحضور بندگان اقدس فرستادند . بعد از رسيدن خبر فتح و ظفر يافتن سپاه نصرت پناه بر اعدا و بدست آمدن قلعهء دار السلطنهء هرات بنيروى اقبال شاهى بنواختن نقاره‌هاى شاديانه حكم شده ارقام بنام بيگلر بيگى هرات و خوانين بشرح متضمن تحسينات و تلطفات بىحد احصا و بمنضبط گردانيدن دروب و بروج و سفاير [ كذا ؟ ] قلعه و انتظام دادن توپخانه و لشكر و ترفيه حال سكنه و رعايا بوده ليلا و نهارا در حفظ و حراست ملك و شهر ساعى بودن و منتظر ورود موكب همايون بعد از تحويل پادشاه سيارگان ببرج حمل سمت صدور يافته با خلع فاخره و انعامات زاخره كه مناسب قدر و منزلت هر كس بود به جهت خوانين عظام و